نقش نفت در منازعات میان ایران و آمریکا
نفت قطعاً یکی از انگیزههای مهم در روابط پرتنش آمریکا و ایران است، اما تحلیل عمیقتر نشان میدهد که این تنها عامل خصومت نیست و در بستر راهبردی پیچیدهتری عمل میکند. در ادامه، مطالعه ۱۰ نکته کلیدی خالی از لطف نیست:
۱. تغییر معادله بازدارندگی
امروز آمریکا بزرگترین تولیدکننده نفت است و وابستگی سنتی به نفت خلیج فارس را کاهش داده است. این موضوع باعث شده تهدید ایران مبنی بر بستن تنگهی هرمز، بخشی از اثر بازدارندگی سنتی خود را از دست بدهد.
۲. هدف، محدود کردن درآمد نظام
تحریمهای نفتی عمدتاً برای کاهش درآمد ارزی ایران طراحی شدهاند. درآمدهای نفتی حدود یکچهارم تولید ناخالص داخلی و بخش بزرگی از بودجه دولت ایران را تشکیل میدهد. فشار اقتصادی، ثبات داخلی حکومت را هدف میگیرد.
۳. راهبرد «هرس کردن» به جای جنگ تمامعیار
اسناد راهبردی آمریکا نشان میدهد رویکرد کنونی، جنگ کلاسیک نیست. بلکه یک راهبرد «چمنزنی» یا «هرس کردن» است: اجازه دادن به فرسایش تدریجی ایران تحت تحریمها، همراه با حملات محدود (مانند سایبری یا هوایی) در صورت لزوم برای مهار قابلیتهای خاص آن.
۴. حفظ ثبات بازار جهانی نفت
آمریکا و اتحادیه اروپا تمایلی به حذف کامل نفت ایران از بازار جهانی ندارند، چون این کار میتواند باعث نوسان شدید قیمت و بیثباتی اقتصادی شود. هدف آنها بیشتر مدیریت و محدود کردن درآمدهای ایران است، نه ایجاد شوک بزرگ در بازار انرژی.
۵. نقش حیاتی چین
چین خریدار حدود ۹۰٪ از صادرات نفت ایران است و از کانالهای مخفی و ناوگان «تاریک» برای دور زدن تحریمها استفاده میکند. این وابستگی، ایران را در برابر نوسانات تصمیمات پکن بسیار آسیبپذیر کرده است.
۶. نفت به عنوان ابزار رقابت با چین
تحریم نفت ایران در بستر رقابت راهبردی آمریکا و چین معنا مییابد. از دید چین، نفت ارزان ایران یک منبع متنوع و اهرم در این رقابت است. بنابراین، فشار آمریکا بر نفت ایران، همزمان فشاری غیرمستقیم بر چین نیز محسوب میشود.
۷. واکنش فوری بازار به تنشها
هر تهدید نظامی آمریکا علیه ایران بلافاصله باعث افزایش قیمت نفت میشود. بازار از خطر اختلال در عرضه میترسد و یک «حق بیمه خطر جنگ» به قیمت نفت اضافه میکند که در بحرانها میتواند دهها دلار باشد.
۸. تهدید بستن تنگه هرمز؛ شمشیر دو لبه
ایران میتواند با تهدید به بستن تنگه هرمز (محل عبور حدود ۲۰٪ از نفت جهان) واکنش نشان دهد. اما این اقدام علاوه بر آسیب به اقتصاد جهانی، میتواند متحدان و خریداران اصلی خود ایران (مانند چین) را نیز خشمگین کند و موجب انزوا شود.
۹. تضعیف زیرساخت نفتی در درازمدت
تحریمهای مداوم، دسترسی ایران به فناوری و سرمایه را محدود کرده و باعث فرسودگی زیرساختهای نفتی آن شده است. این آسیب داخلی در بلندمدت ممکن است از خود تحریمها نیز مخربتر باشد.
۱۰. نفت، بخشی از یک بازی بزرگتر
در تحلیل نهایی، نفت اگرچه مهم است اما تنها عامل تعیینکننده نیست. اهداف آمریکا شامل مهار برنامه هستهای و موشکی ایران، محدود کردن نفوذ منطقهای و تغییر رفتار آن نیز هست. نفت، اهرمی حیاتی برای تحت فشار گذاشتن ایران در این بازی چندبعدی است.
جمعبندی
دیدگاهی که نفت را تنها انگیزه آمریکا میداند، ناقص است. در واقعیت، نفت در بافتی پیچیده عمل میکند:
اقتصادی: تحریم نفت برای تضعیف اقتصاد کشور.
ژئوپلیتیک: استفاده از اهرم نفت در رقابت با چین و حفظ نفوذ در خلیج فارس.
راهبردی: نفت بخشی از محاسبات گستردهتر برای مهار ایران است. انگیزههای آمریکا چندوجهی است و اگرچه کنترل جریان انرژی و منافع اقتصادی در آن نقش دارد، اما امنیت متحدان منطقهای، مهار یک رقیب راهبردی و جلوگیری از گسترش سلاح هستهای نیز اهدافی تعیینکننده هستند.
